آب را گل نکنید

یادم میاد روزها و شبهایی که برای تهیه آب بایستی تقریباً مسافت دو کیلومتری از خانه دور می شدیم تا آب شیرین و قابل شرب برای مصرف روزانه می آوردیم، عصر که میشد و هوا کمی خنکتر میشد هر جا رو که نگاه میکردی مردی، زنی، کودکی را می دیدی که دبه به دست به سمت رودخانه و چشمه در حرکت بودند.

اما فکر نکنید بیدروبه و بخش الوار گرمسیری که مابین دو سد کرخه و دز یعنی بزرگترین سدها نه در ایران و خاور میانه بلکه در جهان هستند آب لوله کشی سالم و خوب نداشتیم، نه فقط مردم دوست داشتند بعد از یک روز سخت کاری که عموماً کارگری هم بود وقت استراحت خود را به آوردن آب و طی نمودن مسیر طولانی بگذرانندتا هم کمی ورزش کرده باشند و هم با توجه به وضع رفاهی که دارند فربه تر از این نشوند وهم  برای اینکه از باد داغ تابستان و خاک پر برکت و متبرکی که هر روز بدون کمترین هزینه از آن استفاده می کنیم و باعث برکت زندگی ما شده کمی به دور باشیم آب برای کولر های آبی بیاوریم و با صدای غژ غژ کولر آبی بخواب برویم. البته ما هنوز این گرد و خاک مقدس را داریم و از آن استفاده میکنیم و خدارو هم شاکریم اما نمیدانم چرا وقتی این برکت پارسال برای چند روز به تهران رفت همه جا تعطیل شد و حاضر نشدند از این برکت استفاده کنند.

بگذریم روزگار ما هم اینجوری نماند و کسی، اداره ای، سازمانی پیداشد و گفت قصد آب رسانی به بیدروبه را دارد اما سال اول که طراحی بود سال دوم کمبود لوله سال سوم عدم پرداخت دستمزد ماشین آلات و کارگران اما هر طور بود صبر کردیم تا سال چهارم بالاخره صاحب یک لوله آب در خانه شدیم اما قبل از اینکه چکه آبی از آن بچکد کنتوری بر روی خروجی آن نصب کردند تا اینگونه عدالت را برای مصرف بر قرار کنند واقعا از این برابری خوشحال شدم چون سالهای قبل هم آن رادیده بودم که با اینکه آب نداشتیم برای ما قبض آب می آمد  و وقتی اعتراض کردیم که آش نخورده و دهن سوخته پاسگاه و دادگاه طرف حساب ما میشد.

اما خوشحال بودم که آن هموطن تهرانی که از آب گورای کوهپایه های دماوند استفاده   می کند به من حقیر که در بیدروبه از این آبی که بدلیل عدم تصفیه مناسب داستانها باآن داریم قیمت پرداختمان برای آب یکی است خوشحال شدم چون همچنان هزینه ای که برای من که نه ماشین دارم که آن را بشویم و نه باغچه ای که آن را آبیاری کنم با دو محله پایین تر به یک اندازه هزینه مصرفی برایمان می آید خلاصه خیلی خوشحال بودیم

چون ما در دوره ای که مردم دنیا دیگر اشتیاقی برای زندگی در کره زمین ندارند و به کهکشانهای دیگر چشم دوخته اند و دست درازی می کنند ما تازه آب لوله کشی داریم اما نمیدانم چرا با اینکه هنوز زمستان است و کمبود آب بدلیل مختلف برای مردم روشن نیست چرا آب لوله کشی ما باید هر روز یا دو روز یکبار بصورت خود جوش قطع شود .

نمی دانم کجا هم باید سراغ دلیلش گشت؟ شورا میگوید دهیار، دهیار میگوید کارمند  آب و فاضلاب تازه اگر بعد از جستجودر پایان یک روز بشود اورا پیدا کرد میگوید نگهبان منبع، او هم در جواب می گوید که فقط یک کارگر است .

اما شاید همانند سالهای دیگر بصورت خود جوش لوله نزدیک گندم و جوهای حسینیه شکسته باشد و کشاورزان اصلا از وجود شکستگی لوله خبر ندارند همانند سالهای دیگر و با وجود بارش کم باران خدا تنها به آنها لطف کرده که گندم و جوهای آنها این چنین سر سبز هست و مابقی زرد و افتاده کم کم باید پای هرکول پوآرو معروف را به اینجا باز کنیم تا دلیل قطعی آب را بفهمد و بعد هم به دادگاه لاهه شکایت کنیم

اما بازهم خوشحالیم ..... 

/ 1 نظر / 15 بازدید
بیدرویه ای

خیلی عالی نوشتی من از نوشته های کنایه ای و معکوس خوشم میاد اما نمیدانم چرا وقتی این برکت پارسال برای چند روز به تهران رفت همه جا تعطیل شد و حاضر نشدند از این برکت استفاده کنند. جالب اینجا بود وقتی هوا اینجا غبار بود تعطیل نشد فردا که ته متنده این غبار به تهران رسید و هوای اینجا خوب شد تعطیل بود تازه تلوزیون نشون داد اورژانس در خیابانها نستقرر شده تا به شهروندان امداد رسانی کنه و به شهروندان عزیز گل گلاب تهرانی ماسک هدیه میدادند تا کمتر از این برکت استفاده کنند و شب بعد از اون مصاحبه جنجالی 20:30 کامران نجف زاده با رئیس سازمان بهداشت و محیط زیست بود که بطرز خودجوشی کامران به پاریس اعزام شد و الان هم خبری ازش نیست